مهمترین مشکلا تی که امرروزه خانواده ها با آن موا جه هستند بیشتر مبتنی بر شرایط اقتصادی ،، فر هنگی ، محیطی ، بهداشتی و روانی است . مشکل اقتصادی اغلب به دلیل بیماری در خانواده بو جود می آید که در نتیجه باعث اضطراب زیاد و مشکلات فردی نیز می گر دد .خصوصا ً این مسئله قابل توجه است که دستا ورد های علم پزشکی همیشه به سا دگی و به فوریت در اختیار بیماران کم در آمد قرار نمی گیرد . بد هکاری ، تغییر شغل و دستمزدها ی کم به شرایط عادی و شاد زندگی آسیب می رساند . عدم دسترسی به مسکن مناسب در بسیاری منا طق ، خصوصاً برای خانواده ای که دارای بچه های زیاد می باشند مشکل آفرین است . زوجها ی جوان در چنین شرایطی مجبور هستند که در خانه های استیجاری با فضای اندک یا با والدین خود زندگی کنند که در هر دو صورت با مشکلاتی مواجه خواهند بود . که در نهایت منجر به نا رضا یتی ها ی روانی و یک سری اختلا فات می با شد .
اختلالات روانی ، تر بیتی و خا نوادگی اغلب نا شی از ازدواجهای شتا بزده زوجهای جوان که تحت تاثیر احسا سات زود گذر هستند وازدواج را بعنوان وسیله ای برای برقرار کردن تصویری از عشق و اعتماد داشته وبه ملا کهای اساسی که برای ازدواج لازم و ضروری است از قبیل ًرشد عا طفی و فکری ً تشابه علا ئق و طرز تفکر نسبت به امور ، تشابه مذ هبی ، تشابه تحصیلی ، نشانه طرز تفکر نسبت به امور جنسی ، تشابه علا ئق به زندگی و سرعت عمل در کارها تشابه فرهنگی توجه نمی کنند بو جود مآا ید . مشاوره تنها امکان ایجاد محبت ، صبر و استقامت لازم برای دسیابی به یک زندگی زنا شویی منا سب را فراهم نخواهد آورد بلکه ممکن است بعنوان وسیله ای برای ایجاد تفاهم متقابل و یا زمینه تلا ش برای رسیدن به یک توافق مثبت و خوب ایفای نقش کند .
به هر حال خانواده هایی که دچار فقر مادی و فر هنگی میبا شند بطور متوالی از نا رضایتی ، بر خوردها و خصومتها ومشکلات بین فردی ، عدم هما هنگی با هنجار های اجتماعی رنج می برند و در این نوع مشکلات نیاز به کمک دارند و به همین دلیل مو سسات بخشهای خصوصی خدماتی به منظور کمک به مدد جویان و اعضا ء خانواده آنان برای بر قراری یک زندگی خانوادگی عادی به طور مو قت کمکهای مالی و یا مسا عدتهای مشاوره ای لا زم را برای بهبود و باز سازی سازمان خانواده در اختیار آنها قرار می دهند .
نتیجه گیری:
خانواده، یک گروه طبیعی است با اهداف و نقشهای بسیار که برای همه اعضای خانواده مهم و ضروری است. همچنین خانواده، یک گروه قوی و سازمانیافته است که درمانگر را به خاطر اهدافی که در سیاست و فرآیند آن نهفته است به خدمت میگیرد. لذا در خانوادهدرمانی، درمانگر با یک گروه طبیعی مواجه است که باید به نوعی در آن وارد شده و آن را تحت تاثیر قرار دهد؛ که این کار احتیاج به دیپلماسی قابل ملاحظه ومهارتهای اجتماعی ضروری برای درمانگر دارد. شاید بتوان گفت: خانوادهدرمانی یک روش سیستماتیک مداخلهدرمانی است که هدف آن، رفع اختلالات پیچیده و متقابل عاطفی درگروه خانواده است. خانواده درمانی، در واقع صحنه برخوردهای انسانی استو در جستجوی حقایق اساسی بشری است و بالاتر از همه در پی التیام زخمها و ضعفهای خانواده است. لذا مسوولیت عمده خانوادهدرمانی از این قرار است: بالا بردن احساس همبستگی و وحدت خانواده، فعال کردن نقش طبیعی خود در شفابخشی خانواده، و تجربهای که راه را برای رسیدن به یک گروه طبیعی واقعی بازمیکند.
این نوع درمان ،آموزش ، پیشگیری و درمان برای كمك به خانواده ها ، كل خانواده هارادربرمی گیرد. برای حل مشكل خانواده یا یكی از اعضا آن كل سیستم خانواده مور توجه قرار می گیرد و تلاش می شود علل بروز و عوامل تشدید كننده مشكل در داخل خانواده ودر نوع روابط اعضاء با یكدیگر مورد بررسی قرار گیرد. این شیوه از درمان مبتنی بررویكرد سیستمهاست و معتقد است زمانی می توان به رفع یك مشكل نائل شد كه از نیروی تكتك اعضاء استفاده كرد و عوامل تنش زا را مرتفع ساخت.
برچسب:
نویسنده: یاسین مهدوی